از رویکردهای موردتوجه در سازمان‌دهی برنامه درسی پس از چند رشته‌ای، رویکرد میان‌رشته‌ای است. یکی از نظریه‌پردازان رویکرد میان‌رشته‌ای دریک است. درﻳﻚ[1]اﻧﺮژي ﺧﻮد را وﻗﻒ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻧﻤﻮدن برنامه‌های درﺳﻲ ﺗﻠﻔﻴﻘﻲ ﻛﺮد و ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻛﺘﺎب ﺑﺎ ﻋﻨﺎوﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﻲ ﺗﻠﻔﻴﻘﻲ ﭼﺎپ ﻧﻤﻮد. او از اینکه در برنامه درسی تلفیقی به‌صورت طیف است، آگاه بود و اعتقاد داشت که معلمین برنامه درسی تلفیقی را از چند رشته‌ای به بین‌رشته‌ای و فرا رشته‌ای سوق دهند. شش سطح از طیف برنامه درسی تلفیقی دریک در شکل ذیل نشان داده‌شده است. شرحی خلاصه از هر سطح در ذیل می‌آید(دریک،1998).

  1. ﺳﻨﺘﻲ : ﻣﻮاد درسی ﺗﺤﺖ سیطره‌ی ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﺪرﻳﺲ می‌شوند، ﻣﺜﻞ ﻋﻠﻮم تجربی ﻳﺎ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ.
  2. آﻣﻴﺨﺘﻪ : ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻛﻪ در ﭼﻨﺪ حوزه‌ی ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﮔﻨﺠﺎﻧﺪه ﺷﻮد. ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل، ﻣﺪرﺳﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت محیط‌زیست، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را می‌تواند در ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺜـﻞ ﺟﻐﺮاﻓـﻲ ﻳـﺎ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺑﻴﺎﻣﻴﺰد.
  3. درون رشته‌ای: زیرشاخه‌هایی ﻛﻪ در درون ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮع باهم ﺗﻠﻔﻴﻖ می‌شوند، ﻣﺜﻞ ﻓﻴﺰﻳـﻚ، ﺷـﻴﻤﻲ، زیست‌شناسی،ﻛﻪ در قالب ﻋﻠﻮم ﺗﺠﺮﺑﻲ ﺗﻠﻔﻴﻖ می‌شوند.
  4. ﭼﻨﺪ رشته‌ای : رشته‌هایی ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﻫﻢ ارﺗﺒﺎط داده‌شده‌اند و به‌طور ﻣﻮازي و هم‌زمان، ﻣﻨﺘﻬﻲ در کلاس‌های ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﺗﺪرﻳﺲ می‌شوند. به‌طورکلی، در اﻳـﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ درﺳـی، از داﻧـﺶ آﻣـﻮزان اﻧﺘﻈﺎر می‌رود ﻛﻪ ارﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻲ را ﺑﻴﻦ حوزه‌های ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺴﺎزﻧﺪ، ﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ به‌طور ﺻﺮﻳﺤﻲ ﺑـﻪ آن‌ها آﻣﻮزش داده ﺷﻮد.
  5. بین‌رشته‌ای : ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳـﻲ بین‌رشته‌ای تفاوت‌های زﻳـﺎدي دارد. ﻣﻮﺿـﻮﻋﺎت به‌طور دروﻧـﻲ ﺑا ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ می‌شوند اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ روش‌هایی ﻓﺮاﺗﺮ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت راﻳﺞ اﻳﻦ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎ به‌طور روﺷﻦ و واﺿﺤﻲ ﺑﺮاي داﻧﺶ آﻣﻮزان ﺳﺎﺧﺘﻪ می‌شود. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﻲ، اﻣﻜﺎن دارد به‌وسیله‌ی سؤال‌های راﻫﻨﻤـﺎ ﻳـﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻣﻌﻤﻮل ﻳﺎ به‌وسیله اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي بین‌رشته‌ای ﺑﻪ ﻫﻢ پیوند داده ﺷﻮﻧﺪ.
  6. فرا رشته‌ای: این رویکرد از موضوعات فراتر می‌رود و به اشکال گوناگونی تبلور می‌یابد. این رویکرد از رویکردهای دیگر متفاوت است به خاطر اینکه آموزش با موضوعاتی در پس‌زمینه‌های زندگی واقعی دانش آموزان شروع می‌شود، همچنین اغلب، بر رشد شخصی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی تأکید دارد.

فرا رشته ای

میان رشته ای

چندرشته ای

درون رشته ای

آمیختگی

سنتی

شکل2-1. طیف برنامه درسی دریک(1998)

دریک (1993) سه رویکرد را برای تدوین برنامه درسی تلفیقی مطرح می‌سازد. الف. رویکرد اول، روﻳﻜــﺮد ﭼﻨــﺪ رشته‌ای است که توسط ﻣﺤﻘﻘــﻴﻦ ﻣﺨﺘﻠــﻒ ازجمله ﺑــﺮازي و کاپلوتی[2] (1995) و روسینگ[3](1996) تأییدشده اﺳﺖ. در اﻳﻦ روﻳﻜﺮد، ﻳﻚ دﻳﺴﻴﭙﻠﻴﻦ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ از ﺳﺎﻳﺮ دیسیپلین‌ها می‌شود تا ارتباط در برنامه درسی را افزایش دهد. دریک(1993) معتقد است برای آغاز کار، این رویکرد بهتر از سایر رویکردها است، زیرا این سؤال مهم و کانونی را مطرح می‌سازد که در میان دیسیپلین‌های متفاوت چه چیزی برای یادگیری حائز اهمیت است.

ب.رویکرد دوم که توسط پژوهش‌های بنکس و استیو[4] (1994) و آیزنمن[5] (1997) تایید شده رویکرد مهارت‌های میان‌رشته‌ای است. اﻳﻦ روﻳﻜﺮد، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺟﻬﺖ اﺳﺎﺳـﻲ نسبت به رویکرد قبلی را ﺷـﺎﻣﻞ می‌شود و از ﻛﺎرﺑﺮد تم‌هایی (مضمون‌ها) از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت درﺳﻲ به‌سوی ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﻘﺎط ﻣﺸﺘﺮك ﺑﻴﻦ دیسیپلین‌ها حرکت می‌کند. این مرتبه دوم از تدوین برنامه‌های درسی تلفیقی، رویکرد میان‌رشته‌ای است، زیرا این سؤال عمیق را مطرح می سازد که چگونه می توان مهارت‌های سطح بالا را به فراگیران آموخت؟

ج.رویکرد سوم دریک (1993)، رویکرد فرا رشتگی[6] جهان واقع است، گسترده‌ترین ﺳـﻄﺢ از تدوین برنامه درسی تلفیقی است، زیرا ارتباطات درونی در آن به حدی زیاد است که ﻧﺎﻣﺤﺪود ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﻨﺪ اﻳﻦ روﻳﻜﺮد سؤالی را درزمینۀ عالی‌ترین مهارت‌های ﺗﻔﻜـﺮ ﻣﻄـﺮح می‌سازد و آن اﻳﻦ سؤال اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌توان ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﻴﺮان آﻣﻮزش دﻫﻴﻢ ﺗﺎ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻣﻮﻟـﺪي ﺑـﺮاي آﻳﻨﺪه ﺑﺎﺷﻨﺪ(ملکی و سلیمی،1394)؟


[1]- Drake

[2]-Brazee & Capelluti

[3]-Roessingh

[4] -Banks and Steve

[5] -Eisenman

[6] -transdisciplinary