عناصر برنامه

(به تصویر صفحه مراجعه شود) تعریف هریک از سطوح به همراه تغییرات اعمال شده در بعد سطوح تصمیم‏گیری مدل‏ در مقایسه با شکل قبلی آن به قرار زیر می‏باشد لیکن ذکر این نکته ضروری است که تقدم و تأخر این سطوح از بالا به پائین براساس دوری و فاصله تصمیم‏گیرندگان از دانش‏آموزان‏ می‏باشد.

1)عنوان اوّلین سطح از ایده‏آل به آکادمیک تغییریافته و کماکان معرف برنامه‏ای است که‏ مهمترین قشر تصمیم‏گیرنده در آن متخصّصان و صاحبنظران دانشگاهی می‏باشند.لذا این‏ تغییر صرفا لفظی است.

2)دومّین سطح تحت عنوان اجتماعی‏22به مدل اضافه شده است.این سطح معرّف برنامه‏ای‏ است که تصمیم‏گیرندگان آن افراد عادی اجتماع،نهادها،سازمانها و تشکیلاتی می‏باشند که‏ به‏طور مستقیم دست‏اندرکار امر تعلیم و تربیت نبوده لیکن مایلند به‏گونه‏ای در برنامهء درسی مدارس نفوذ نمایند.مجالس و نهادهای قانونگذاری نیز در عداد همین‏ تصمیم‏گیرندگان قرار می‏گیرند.

3)سومّین سطح تحت همین عنوان قبلا نیز در مدل آمده است.لیکن باتوجّه به اضافه شدن‏ سطح اجتماعی،تعریف آن محدود به افراد،نهادها و سازمانهای تصمیم‏گیرنده و

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 102)


تأثیرگذاری است که برخلاف سطوح اوّل و دوّم،فعالیّتهای آنها به نوعی مستقیما به حوزهء تعلیم و تربیت ارتباط دارد.از جمله مثالهای بومی تصمیم‏گیرندگان این سطح را می‏توان‏ انجمن ایرانی تعلیم و تربیت و مثالهای غیر بومی آنرا سندیکای معلّمان،هیأتهای امناء آموزش و پرورش ایالتها و ناشرین کتب درسی دانست.

4)چهارمین سطح،تحت عنوان نهادی‏23به مدل اضافه شده است.و معرّف برنامه‏ای است که‏ تصمیم‏گیرندگان آن مجموعه‏ای از عناصر دست‏اندرکار در یک مدرسهء خاص می‏باشند. این برنامه حاصل تشریک مساعی گروهی از معلّمان می‏باشد که به این ترتیب قابلیت‏ پیاده شدن در بیش از یک کلاس را خواهد داشت.

5)پنجمین سطح،تحت همین عنوان در مدل قبلی نیز آمده است و معرّف مجموعه تدابیری‏ می‏باشد که معلّم یک کلاس در ارتباط با برنامهء درسی می‏اندیشد.

6)ششمین سطح نیز تحت همین عنوان در مدل قبلی آمده و معرّف برنامه‏ای است که در اثر تعامل میان دانش‏آموزان و معلّمان در حقیقت به مورد اجرا گذاشته شده است.

7)بالأخره آخرین سطح نیز تحت همین عنوان در مدل قبلی بکار رفته و معرّف توقّعات‏ آحاد دانش‏آموزان و برداشتهای ایشان از قبل قرار گرفتن در معرض برنامه اجرایی و همچنین پیشرفتهای حاصله توسط آنان است.اهمیّت این سطح در تحلیل نهایی آن از این‏ جهت است که دانش‏آموزان از طریق نوع واکنشهای مثبت یا منفی که نسبت به برنامهء درسی‏ نشان می‏دهند،تصمیم‏گیرندگان اصلی این عرصه بوده و به آن تعیّن می‏بخشند،درحالیکه‏ دست‏اندرکاران تعلیم و تربیت نسبت به این واقعیت غفلت می‏ورزند.

نظام برنامه‏ریزی درسی در جمهوری فدرال آلمان
الف-تشکیلات دولتی برنامه‏ریزی درسی

نظام حکومتی در کشور آلمان،نظام فدرال می‏باشد که در آن ایالتهای مختلف از استقلال عمل فراوانی ازجمله در ارتباط با نظام آموزشی برخوردار می‏باشند.در هریک‏ از ایالتهای شانزده‏گانه این کشور(که 5 ایالت آن مربوط به کشور آلمان شرقی سابق‏ می‏باشد)،وزارتخانه‏ای تحت عنوان وزارت تعلیم و تربیت و فرهنگ(یا عنوانی مشابه آن) مسئولیّت کلیّهء امور مربوط به تعلیم و تربیت ساکنان آن ایالت را به عهده دارد.به‏عنوان‏ نمونه،در ایالت هامبورگ،وزارت مدارس،جوانان و آموزشهای حرفه‏ای،یکی از 10 وزارتخانه تشکیل‏دهنده سیستم دولتی این ایالت می‏باشد که مسئولیت آموزش و پرورش‏ در تمام سطوح،اعم‏از پیش‏دانشگاهی و دانشگاهی را عهده‏دار می‏باشد(به پیوست‏ شماره 1 مراجعه شود).

پس از این مقدّمه کوتاه و قبل از آنکه به شرح تشکیلات برنامه‏ریزی درسی به‏عنوان‏ یکی از اجزاء تشکیل‏دهندهء وزارت مدارس،جوانان و آموزش حرفه‏ای در ایالت

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 103)


هامبورگ بپردازیم و الگویی از تشکیلات ایالتی برنامه‏ریزی درسی در ایالت مختلف‏ جمهوری فدرال آلمان در اختیار25خوانندگان قرار دهیم،لازم است به این نکتهء مهّم اشاره‏ شود که یک نظام حکومتی،هر اندازه که تابع سیستم فدرالی بوده و ایالتهای آن بتوانند مستقلا و به‏طور غیرمتمرکز برای ادارهء امور خود تدابیر لازم رابیندیشند،بنا به‏ ضرورتهای عدیده‏ای،به هماهنگیهای کشوری و مرکزی نیاز دارند که به همین دلیل‏ نهادهای هماهنگ‏کننده‏ای پا به عرصه وجود گذاشته،چتر وجود خود را بر کلیهء ایالتها گسترانیده و بر تصمیم‏گیریها و سیاستگزاریهای آنها تأثیر می‏گذارند.کنفرانس دائمی‏ وزاری آموزش و پرورش و فرهنگ‏26در جمهوری فدرال آلمان،ازجملهء این نهادهاست‏ که با سابقه‏ای طولانی به‏عنوان بالاترین مرجع تصمیم‏گیری به زمینه‏های مربوط به تعلیم و تربیت و فرهنگ پرداخته و مصوّبات آن برای کلّیهء ایالتها لازم الاجراست.وظیفه اصلی‏ کنفرانس دائمی وزرای تعلیم و تربیت و فرهنگ تا آنجا که به نظام آموزشی مربوط می‏شود، در یکی از تازه‏ترین منابع منتشر شده توسط دبیرخانهء این کنفرانس(8)به شرح ذیل تبیین‏ شده است:

"استقلال عمل ایالتهای مختلف این امکان را فراهم می‏سازد تا تحوّلات مستقل از یکدیگر در نظام مدرسه‏ای هریک از آنان به وقوع‏ بپیوندد.لیکن این تغییرات بایستی متکی بر تفاهم بعمل آمده میان ایالتهای‏ مختلف در تاریخ 28/10/1964 پیرامون چگونگی استاندارد ساختن نظام‏ مدرسه‏ای باشد...این توافق با اصلاحاتی در تاریخ 14/10/1971 در کنفرانس هامبورگ مجددا به تصویب رسیده است.توافق مذکور به منظور تضمین برقراری ساختار پایه مشابهی برای سیستم مدارس و معادل‏سازی‏ اشکال مختلف تعلیم و تربیت است که شناسایی متقابل گواهینامه‏های‏ فراغت از تحصیل در ورای مرزهای هر ایالت را ممکن ساخته و به این‏ ترتیب آزادی حرکت(جابجایی)رانیز تضمین می‏نماید.(ص 109 و 110)"بدین شکل شاهد هستیم که ساختار نظام آموزشی در سراسر آلمان یکسان بوده و تغییرات از این دست،در آینده نیز قطعا مسبوق به تصویب آن توسط کنفرانس‏ خواهد بود27.از سوی دیگر کنفرانس با تصویب ویژگیهای مدارک فارغ التحصیلی یا شرایط ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی،تأثیر تعیین‏کننده‏ای بر موضوعاتی که‏ آموزش آنها در دستور کار مدارس ایالات مختلف قرار خواهد گرفت،می‏گذارد.

هدف اصلی از ادای توضیحات فوق،روشن ساختن حدود تأثیرگذاری نهادهای‏ کشوری(مرکزی)بر نظام آموزشی به‏طور اعّم و برنامه‏های درسی مدارس به‏طور اخص‏ بود که در پرتو آن خوانندگان به درک دقیقتری از حوزهء اختیارات و فعّالیتهای تشکیلات

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 104)


ایالتی برنامه‏ریزی درسی نایل خواهند شد.البتّه در تکمیل این بحث،بایستی به وزارت‏ آموزش و پرورش‏28و علوم به‏عنوان یک نهاد فدرالی دیگر نیز اشاره کرد که تأثیر آن بر برنامه‏های درسی،محدود به تشریک مساعی با تشکیلات ایالتی آموزش و پرورش یک یا چند ایالت در طراحی و اجرای برخی برنامه‏های درسی مودر علاقهء طرفین است.این‏ تشریک مساعی از طریق کمکهای کارشناسی و به‏طور برجسته‏تری کمکهای مالی تحقق‏ می‏یابد.لذا می‏توان میزان تأثیرگذاری این نهاد کشوری را بسیار ناچیزتر از کنفرانس دائمی‏ وزرای تعلیم و تربیت و فرهنگ دانست.پیوست شمارهء 2،تشکیلات ایالتی آموزش و پرورش هامبورگ را با تأکید بر دپارتمان برنامه‏ریزی درسی نشان می‏دهد.این تشکیلات‏ از 4 بخش عمده(معاونت)تشکیل شده است که یکی از آنها معاونت مدارس نام دارد.این‏ معاونت نیز به نوبه خود از 5 دفتر تشکیل شده است که یکی از آنها دفتر نوآوریها و سازماندهیهای مدرسه‏ای می‏باشد.تشکیلات ایالتی برنامه‏ریزی درسی با نام دپارتمان‏ برنامه‏ریزی درسی به‏عنوان یکی از دوائر(دپارتمانهای)تحت پوشش دفتر یاد شده و در کنار 4 دپارتمان دیگر به نامهای تربیت معلّم و آموزشهای ضمن خدمت،برنامه‏ریزی و توسعه آموزشگاهی،قوانین آموزشگاهی و مدیریت آموزشگاهی فعالیّت می‏نماید.

دپارتمان برنامه‏ریزی درسی از گروههای متعّدد برنامه‏ریزی‏29درسی تشکیل شده است‏ که مسئولیّت هرچند گروه متجانس به عهدهء یک نفر از پرسنل دائمی دپارتمان می‏باشد.در شرایط کنونی،نزدیک به 20 نفر به‏عنوان کادر رسمی که مسئولیّت گروههای برنامه‏ریزی‏ را عهده‏دار می‏باشند،با این دپارتمان همکاری دارند.(9)

برنامه‏ریزی درسی کلیهء دوره‏های تحصیلی(ابتدایی،دورهء اول دبیرستان،دورهء دوم‏ دبیرستان اعم‏از نظری و فنی-حرفه‏ای‏30که در قالب تهیه چهارچوب برنامه‏31هریک از موضوعات درسی انجام می‏پذیرد(این نکته در بخشهای بعدی بیشتر توضیح داده‏ خواهد شد)به عهدهء این دپارتمان می‏باشد که البتّه گروههای برنامه‏ریزی مستقلی عهده‏دار تهیه چهارچوب برنامهء درسی یک درس در دوره‏های مختلف تحصیلی می‏باشند.

ب-میزان مشارکت معلّمان و سایر متخصّصان در فرایند برنامه‏ریزی درسی

از معلّمان به‏عنوان شاخص‏ترین عناصر دست‏اندرکار امر برنامه‏ریزی درسی باید نام‏ برد.البته علاوه بر این واقعیت که تربیت معلم در جمهوری فدرال آلمان به گونه‏ایست که‏ معلّمان عموما از تخصّص موضوعی و مهارتهای حرفه‏ای در سطح بالایی برخوردار می‏باشند.32معلّمانی که برای حضور گروههای برنامه‏ریزی درسی دعوت می‏شوند،دارای‏ قابلیّتهای ویژه و سوابق برجسته‏ای نیز می‏باشند.مثلا دپارتمان برنامه‏ریزی درسی‏ هامبورگ از کسانی دعوت به همکاری می‏نماید که در وهلهء اول شواهدی دال بر قدرت‏ برقراری ارتباط با دیگران و تبیین و تفهیم دیدگاههای خود به دیگران را داشته باشند.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 105)


شواهدی که در این زمینه مورد استفاده قرار می‏گیرند،امتحانات کتبی تشریحی متقاضیان‏ در دوران تربیت معلّم و سایر مطالب و مقالاتی است که به رشته تحریر درآورده‏اند.این‏ معلّمان همچنین بایستی از عملکرد درخشانی در مدرسه و تدریس برخوردار باشند. بالأخره کاندیداهای حضور در گروههای برنامه‏ریزی درسی،بایستی علاقمندی خود را به‏ این زمینه به‏طور مشهودی به اثبات رسانیده باشند.شرکت در دوره‏های مختلف آموزشی‏ ضمن خدمت که به مباحث مربوط به برنامه‏ریزی درسی اختصاص دارد یا کنفرانسها و سمینارهایی که در این زمینه تشکیل شده‏اند.ازجمله شواهدی است که برای تعیین میزان‏ علاقمندی متقاضیان مورد استفاده قرار می‏گیرد.

معلّمان شرکت‏کننده در گروههای برنامه‏ریزی درسی،در طول مدت حضور خود در این فرایند که معمولا بین 2 تا 3 سال به طول می‏انجامد،به‏عنوان همکاران پاره‏وقت‏ دپارتمان برنامه‏ریزی درسی شناخته شده و در قبال همکاری خود به جای دریافت‏ حق الزحمه،از امتیاز کاهش ساعات موظّف تدریس برخوردار می‏شوند.33

گروههای برنامه‏ریزی در کنار معلّمان که باید از آنها به‏عنوان عناصر کلیدی و اصلی‏ فرایند برنامه‏ریزی درسی نام برد،از نمایندگان اقشار دیگری نیز بعضا بهره‏مند می‏شود. اساتید و متخصّصان دانشگاهی در رشته‏ها و موضوعات مربوط و همچنین مدرسیّن مراکز تربیت معلّم ازجملهء این اقشار می‏باشند که معمولا از آنها نام برده می‏شود.

ج:برون داد یا محصول فرایند

همانگونه که قبلا نیز اشاره شد عمده‏ترین محصول فرایند برنامه‏ریزی درسی،سندی‏ است که از آن تحت عنوان چارچوب برنامهء درسی نام برده می‏شود.البته بعضا علاوه بر چهارچوب برنامه درسی،گروههای برنامه‏ریزی برای ارائه اطلاعات تفصیلی،جزواتی به‏ عنوان راهنمای معلمان نیز تهیه و منتشر می‏نمایند.راهنمای معلّمان عمدتا در مواردی تهیه‏ و عرضه می‏شود که برنامهء درسی،مربوط به موضوعی جدید و کم‏سابقه برای معلّمان باشد.

در چهارچوب برنامهء درسی،از اهداف کلّی تدریس هر موضوع درسی در دورهء تحصیلی خاص که معمولا با طرح اهداف خاص همراه می‏باشد باید به‏عنوان برجسته‏ترین و مهمترین عنصر از میان عناصر برنامهء درسی نام برد که به تفصیل مطرح می‏شود.علاوه بر اهداف این اسناد مبادرت به معرّفی و تبیین عنصر محتوی،لیکن به‏گونه‏ای ویژه و غیرمعمول می‏نماید.فرض آن است که تصمیم‏گیرنده اصلی در خصوص محتوای آموزش، معلّمان می‏باشند که بایستی با الهام از اهداف،رعایت اصل ارتباط میان اهداف و محتوی(10)و در پرتو شرایط ویژهء مدرسه و ویژگیهای دانش‏آموزان دست به انتخاب‏ قطعی محتوی بزنند.تنها کمکی که چهارچوب برنامهء درسی در این خصوص به معلّمان‏ می‏کند،عبارتست از ارائه برخی محتواها به‏عنوان پیشنهادهایی که معلّمان می‏توانند با

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره 35 (صفحه 106)


استفاده از آنها برخی اهداف را اصطلاحا عملیاتی نمایند.بدین شکل با عنصر محتوی به‏ گونه‏ای کاملا انعطاف‏پذیر و غیرقطعی برخورد شده و محتوی به‏عنوان یکی از تعیین‏کننده‏ترین عناصر برنامه درسی،در سایهء قضاوت و تشخیص معلّمان تعیّن پیدا می‏کند.

بالأخره چهارچوب برنامه درسی از پرداختن به روشها و استراتژیهای تدریس کاملا صرفنظر نموده و تصمیم‏گیری رد این زمینه را در حوزهء اختیار معلّمان دانسته و به صلاحیّتها و شایستگیهای حرفه‏ای آنان واگذار می‏نماید.

همانگونه که از توضیحات فوق نمایان می‏شود،مسئولیّت گروههای برنامه‏ریزی درسی‏ و به‏طور کلّی؛دپارتمان برنامه‏ریزی درسی،به هیچ عنوان تا تألیف کتاب درسی خاص‏ برای هر موضوع درسی امتداد نیافته و با تهیه چهارچوب برنامه درسی وظیفه تدوین برنامه‏ نیز عملا خاتمه می‏یابد.البته این بدان معنا نیست که کتاب درسی هرگز در نظام آموزشی‏ آلمان مورد استفاده قرار نمی‏گیرد.بلکه معلّمان در خصوص استفاده از منابع و مواد آموزشی،ازجمله استفاده یا عدم استفاده از کتب درسی،کاملا مختار می‏باشند.البته‏ ممکن است از یک یا چند کتاب درسی تألیف شده نیز برای تدریس یک موضوع درسی‏ در اجرای یک چهارچوب برنامهء درسی تألیف سود جویند.به هر تقدیر تألیف کتاب در زمرهء وظایف تشکیلات برنامه‏ریزی درسی نبوده و این کار توسط شرکتهای انتشاراتی انجام‏ می‏شود.این شرکتها که متعلق به بخش خصوصی می‏باشند،ناچارند به منظور لحاظ نمودن‏ صرفه اقتصادی خود،در تألیف و چاپ کتاب،از چهارچوب برنامه درسی تدوین شده در ایالت یا ایالتهایی استفاده کنند که بیشترین جمعیت دانش‏آموزی در آنجا سکونت دارند.34